ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
642
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
بنفشه اصبهانى « 1 » از دو درم سنك تا سه درم سنك سوده دو درم سنك و با آب سه درم سنك ، صفرا آرذ و لكن « 2 » غثيان آرذ « 3 » و منش بركردانذ و قى افتد از وى « 4 » . بنيراب صفرا آرذ و سودا ، و اصحاب ماليخوليا را شايذ و [ كر ] « 5 » را و جذام را ، و اخلاط سوخته را بيرون آرذ بزلق « 6 » و لكن اندر تبها نشايذ « 7 » . [ صفت ] « 8 » ترياق كل مختوم بشايذ آنكس را كه زهر داذه بوندش همان ساعت « 9 » قى كند « 10 » جندانى تا آنهمه زهر تمام برآيذ « 10 » : كل مختوم و حبّ الغار هر دو برابر بكوبذ و بروغن كاو بمالذ و « 11 » با انكبين معجون كند و به كار دارذ و اكر جنان « 12 » بوذ كه بترسد كه زهر دهندش اين را بيش از طعام « 13 » خورذ يا از بس « 13 » طعام ( f . 512 ) سخت مبارك آيذ و نافع . [ صفت ] « 8 » ترياقى كبشايذ مر « 14 » مار كزيذه را : انيسون دو درم سنك بلبل سه درم سنك زريوند گرد و خزميان از هر يكى يك درم سنك و نيم ، اينهمه را بسايذ و بميبخته بياميزذ و « 15 » شربتى از وى جند كوزى بوذ . [ صفت ] « 8 » معجون سرطان كبشايذ مر « 16 » كلب كلب كزيده را « 16 » : بكيرذ سرطان را و بتنورى « 17 » اتش كرده اندر كندش و بسوزد نبسيار « 18 » ، و آنكاه ازين سرطان سوذه بكيرذ ده درم سنك و از جنطيانا بنج درم سنك و كندرو يك درم
--> ( 1 ) - ف : اصفهانى ( 3 - 2 ) - ف : غثيان كند ( 4 ) - ف : افزوده . سخت ( 5 ) - از « ف » و « ب ه » افزوده شد . در اصل كرّر ( 6 ) - ف : برفق ( 7 ) - ب ه : و لكن تنها نشايد داد . . . كه در . . . داد . . . نوشته است ( 8 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود . ( 9 ) - ب ه : بايد ( 10 - 10 ) - ف : چندان كه ان همه زهر برايذ تمامى ( 12 - 11 ) - ف : بانكبين جمع كنذ و به كار دارذ و اكر جاى ( 13 - 13 ) - ف : بخورذ يا سپس از ( 14 ) - ف : ترياق كه بشايذ ( 15 ) - ف : « و » ندارد ( 16 - 16 ) - ف : كلب الكلب را كه كزيده بوذ ( 17 ) - ف : بتنور ( 18 ) - ب ه : افزوده . و بسايد